- ب ب +

اینجا نمی‌توانید زیرآبی بروید

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
چهارصد و چهل و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید محمدجواد رحمانیان، از اعضای سپاه پاسداران که در حمله تروریستی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره چهارصد و چهل و چهار

* اینجا نمی‌توانید زیرآبی بروید

* نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شکار یک فروند زیرسطحی هوشمند دشمن آمریکایی در تنگه هرمز خبر داد.

زیردریایی خودکار Dive-LD، محصول شرکت آمریکایی Anduril Industries است که نخستین نمونه آن در سال ۲۰۲۵ به یگان سامانه‌های زیرسطحی بدون‌سرنشین نیروی دریایی آمریکا تحویل داده شد. این سامانه حدود ۵.۸ متر طول و نزدیک به سه تن وزن دارد و برای انجام مستقل مأموریت‌های طولانی در آب‌های عمیق طراحی شده است.

شناسایی و مراقبت زیرسطحی، نقشه‌برداری بستر دریا، کشف مین، بررسی کابل‌ها و خطوط لوله دریایی، پشتیبانی از جنگ ضدزیردریایی و انتقال اطلاعات از مهم‌ترین مأموریت‌های احتمالی آن است.

این زیردریایی می‌تواند تا ۱۰ روز زیر آب فعالیت کند و براساس مشخصات اعلامی سازنده، توان رسیدن به عمق ۶۰۰۰ متر را دارد. طراحی ماژولار و بخش‌های تولیدشده با چاپ سه‌بعدی، امکان نصب سریع انواع حسگرها و محموله‌های مأموریتی را فراهم می‌کند.

به نظر می‌رسد، همچون آرکیو ۱۷۰ که شکارش نقطه عطفی در قدرت پهپادی ایران ایجاد کرد، شکار این زیردریایی هوشمند و فوق‌پیشرفته آمریکایی نیز نقطه عطف پررنگی در قدرت دریایی بلامنازع ایران در قلمرو آب‌های خلیج فارس ایجاد کند.
 

سرمقاله

* ژاپن در تنگنای هرمز و انتقال فشار به بازار اوراق آمریکا

شاید برخی گمان کنند اقتصاد ژاپن ارتباط مستقیمی با جنگ در خاورمیانه و انسداد تنگه هرمز نداشته باشد، اما واقعیت برعکس این تصور است. ژاپن از یک سو یکی از وابسته‌ترین اقتصادهای بزرگ جهان به واردات انرژی از حوزه خلیج فارس است و از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان سرمایه برای بازارهای مالی آمریکا به شمار می‌رود. به همین دلیل، هر شوک بزرگی که از راه انرژی به ژاپن وارد شود، می‌تواند در ادامه، از مسیر نرخ ارز، نرخ بهره و بازار اوراق، به اقتصاد آمریکا نیز منتقل شود.

برای درک این مسئله، ابتدا باید به رابطه مالی ژاپن و آمریکا نگاه کرد. ژاپن هم‌اکنون بزرگ‌ترین دارنده خارجی اوراق خزانه‌داری آمریکاست و پس از آن، بریتانیا و سپس چین قرار دارند. چین که در دوره‌ای بزرگ‌ترین دارنده خارجی اوراق آمریکا بود، طی سال‌های گذشته به‌تدریج دارایی‌های خود را کاهش داده است. در مقابل، ژاپن همچنان یکی از مهم‌ترین منابع تقاضا برای بدهی دولت آمریکا باقی مانده است.

در شرایطی که دولت آمریکا با کسری بودجه بالا و نیاز گسترده به انتشار اوراق مواجه است، رفتار سرمایه‌گذاران ژاپنی برای واشنگتن اهمیت زیادی پیدا می‌کند. رابطه دو کشور تنها به خرید مستقیم اوراق محدود نمی‌شود. ژاپن برای چند دهه نرخ‌های بهره بسیار پایین و در مقاطعی نرخ سیاستی منفی داشت. این وضعیت موجب شد ین به یکی از مهم‌ترین ارزهای تأمین مالی معاملات موسوم به «کری‌ترید» تبدیل شود.

در این معاملات، سرمایه‌گذاران با هزینه پایین به ین تأمین مالی می‌کنند و منابع خود را به دارایی‌هایی با بازده بالاتر، از جمله سهام و اوراق آمریکا، منتقل می‌کنند.

البته یک برداشت رایج وجود دارد که باید اصلاح شود. نرخ بهره منفی به این معنا نیست که افراد لزوماً از بانک وام بگیرند و بانک به آن‌ها پول اضافه پرداخت کند. نرخ منفی عمدتاً به سیاست بانک مرکزی و نرخ‌هایی مربوط می‌شد که بر ذخایر بانکی اثر می‌گذاشت. با این حال، نتیجه کلی آن روشن بود؛ هزینه تأمین مالی در ژاپن بسیار پایین‌تر از آمریکا بود و همین شکاف، کری‌ترید را جذاب می‌کرد.

ویژگی دیگر اقتصاد ژاپن، اتکای بالای آن به صادرات و در عین حال، مصرف داخلی نسبتاً ضعیف‌تر از آمریکاست. سیاست پولی بسیار انبساطی ژاپن در سال‌های گذشته نیز به تضعیف ین کمک کرد و ین ضعیف‌تر، به‌طور غیرمستقیم به رقابت‌پذیری صادرات این کشور کمک می‌کرد.

اما باید توجه داشت که هدف اصلی بانک مرکزی ژاپن الزاماً تضعیف ارز نبود؛ بلکه مبارزه با رکود، تورم بسیار پایین و خطر کاهش قیمت‌ها بود. مشکل اصلی از جایی آغاز شد که تورم دوباره به اقتصاد ژاپن بازگشت.

برای کشوری که چند دهه با تورم بسیار پایین و حتی تورم منفی زندگی کرده، تورم دو یا سه درصدی نیز اهمیت بالایی دارد. این مسئله به‌ویژه زمانی خطرناک‌تر می‌شود که دولت ژاپن یکی از بالاترین نسبت‌های بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی در جهان را دارد.

افزایش نرخ بهره در چنین اقتصادی، به‌تدریج هزینه تأمین مالی دولت را بالا می‌برد و فشار زیادی بر بازار اوراق داخلی ایجاد می‌کند.

جنگ و اختلال در تنگه هرمز این مسئله را شدیدتر کرده است. بیش از نود درصد نفت وارداتی ژاپن از این منطقه تأمین می‌شود و بخش مهمی از آن باید از تنگه هرمز عبور کند. ژاپن همچنین بخشی از ال‌ان‌جی مورد نیاز خود را از قطر و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس دریافت می‌کند.

بنابراین، برای توکیو، انسداد هرمز فقط به معنای افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای کاهش واقعی دسترسی به انرژی نیز باشد.

این شوک از دو مسیر به اقتصاد ژاپن منتقل می‌شود. نخست از مسیر تورم: افزایش قیمت نفت، گاز، برق و حمل‌ونقل مستقیماً هزینه خانوارها را افزایش می‌دهد و سپس از طریق هزینه تولید، به سایر کالاها و خدمات منتقل می‌شود.

دوم از مسیر تراز تجاری و نرخ ارز: ژاپن برای خرید انرژی گران‌تر به دلار بیشتری نیاز دارد و همین مسئله می‌تواند تقاضا برای دلار را افزایش دهد و ین را تضعیف کند.

اینجا یک چرخه نامطلوب شکل می‌گیرد. انرژی گران‌تر تورم را بالا می‌برد، ضعف ین واردات را گران‌تر می‌کند، واردات گران‌تر دوباره تورم را افزایش می‌دهد و بانک مرکزی برای مهار این روند تحت فشار قرار می‌گیرد که نرخ بهره را افزایش دهد.

اما افزایش نرخ بهره برای ژاپن بدون هزینه نیست. نرخ‌های بالاتر می‌توانند بازار اوراق دولتی را تحت فشار قرار دهند، هزینه خدمات بدهی دولت را افزایش دهند و هم‌زمان، کری‌ترید مبتنی بر ین را نیز تضعیف کنند.

اگر سرمایه‌گذار دیگر نتواند به همان ارزانی گذشته با ین تأمین مالی کند، بخشی از سرمایه‌ای که به بازارهای مالی آمریکا رفته بود، می‌تواند بازگردد یا حداقل جریان جدید آن کاهش پیدا کند.

راه دیگر دولت ژاپن، مداخله مستقیم در بازار ارز است. نمودارهای موجود نشان می‌دهد این مداخلات در سال جاری بسیار بزرگ بوده‌اند. در یک مرحله، حدود ۱۱.۷ تریلیون ین و در مرحله‌ای دیگر، حدود ۱۵.۴ تریلیون ین برای حمایت از ین وارد بازار شده است.

مداخله دوم تقریباً معادل ۱۰۰ میلیارد دلار است؛ رقمی که نشان می‌دهد فشار بر ارز ژاپن تا چه اندازه جدی شده است.

هم‌زمان، بخش اوراق بهادار خارجی در ذخایر ژاپن نیز کاهش محسوسی داشته است. در همان داده‌ها، ارزش این دارایی‌ها تقریباً از حدود ۹۲۷ میلیارد دلار به حدود ۸۴۰ میلیارد دلار رسیده است؛ یعنی کاهش نزدیک به ۸۸ میلیارد دلار.

البته نمی‌توان تمام این کاهش را فروش خالص اوراق آمریکا دانست، زیرا تغییر قیمت اوراق و نرخ ارز نیز در ارزش دلاری ذخایر اثر دارد. اما جهت کلی روشن است: ژاپن برای دفاع از ین ناچار شده حجم بزرگی از دارایی‌های خارجی خود را به کار بگیرد.

اینجاست که مسئله ژاپن به مسئله آمریکا تبدیل می‌شود. اگر توکیو برای دفاع از ارز خود اقدام به فروش گسترده‌تر اوراق خزانه آمریکا کند، فشار عرضه در بازار اوراق آمریکا افزایش می‌یابد و می‌تواند بازده این اوراق و هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را بالا ببرد.

اگر در مقابل، ژاپن به جای فروش ذخایر، نرخ بهره را افزایش دهد، کری‌ترید تضعیف می‌شود و بخشی از جریان سرمایه به بازارهای مالی آمریکا تحت فشار قرار می‌گیرد.

بنابراین، ژاپن در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است: افزایش نرخ بهره، فروش دارایی‌های خارجی یا پذیرش ین ضعیف‌تر و تورم بالاتر. هیچ‌کدام از این مسیرها بدون هزینه نیست.

به همین دلیل، اهمیت تنگه هرمز برای ژاپن بسیار فراتر از موضوع انرژی است. هرمز در عمل حلقه‌ای شده که نفت خلیج فارس را به نرخ تورم ژاپن، ارزش ین، بازار بدهی توکیو و در نهایت، اوراق خزانه‌داری آمریکا متصل می‌کند.

هرچه بحران انرژی طولانی‌تر شود، فشار بر ژاپن بیشتر خواهد شد و هرچه فشار بر ژاپن افزایش یابد، احتمال انتقال بخشی از آن به بازارهای مالی آمریکا نیز بالاتر می‌رود.

از این منظر، ژاپن یکی از حساس‌ترین نقاط انتقال شوک جنگ خاورمیانه به اقتصاد جهانی است؛ کشوری که هزاران کیلومتر از میدان جنگ فاصله دارد، اما آسیب آن می‌تواند مستقیماً در قلب بازار مالی آمریکا احساس شود.