- ب ب +

قاسم

ما برای این زندگی پر تلاطم اسنادی لازم داشتیم که این اتفاق‌ها را باورپذیر کند. برای همین ما این نیت را داشتیم و دلمان هم می‌خواست که متن را ساده بنویسیم. آنقدر ساده که برای خواننده باورپذیر باشد.

«قاسم به روایت مرتضی سرهنگی!» عنوان کتابی که به نمایشگاه کتاب ۱۴۰۴ تهران رسید تا بعد از ۶ سال از شهادت سردار سلیمانی یک اثر مفصل و مستند جای خود را در میان عناوین منتشر شده در حوزه کتاب باز کند. شاید بعد از «از چیزی نمی‌ترسیدم» که کتاب خاطرات خودنوشت سردار از دوران کودکی و نوجوانی‌اش در قنات‌ملک کرمان است، «قاسم» را بتوان جدی‌تری اثری دانست که درباره حاج قاسم منتشر شده است.

کتاب ۵۱۲ صفحه‌ای قاسم سرشار از اطلاعات ریز و درشت از ابتدای زندگی حاج قاسم تا زمان شهادت است. حجم عظیم اطلاعات و داده‌ها نشان می‌دهد که تیم نگارنده برای نگارش اثر از منابع زیادی استفاده کرده است. مرتضی سرهنگی درباره این موضوع می‌گوید: «منابع برای یک متن ادبی و پژوهشی مثل اضلاع آن متن است. همان‌طور که شما هم به این موضوع اشاره کردید تعدد و کمیت منابع زیاد است برای همین متن هم یک متن مستند است. در کنار مستند بودن تنوع موضوعی خوبی هم دارد که نظرم این ویژگی‌های یک خصوصیات خوب برای یک کتاب محسوب می‌شود.»

* نمی‌توانستیم چیزی را از قلم بندازیم
این حجم از ارائه اطلاعات باعث می‌شود که مخاطب، زندگی حاج قاسم سلیمانی را از ابتدای کتاب تا انتهای آن روی یک دور تند مرور کند. موضوعی که باعث می‌شود مخاطب در بعضی فصل‌های احساس کند که نوعی تعجیل در روایت از حاج قاسم به چشم می‌خورد. به‌خصوص فصل‌هایی که به فعالیت‌های شهید سلیمانی در سوریه و عراق اختصاص دارد. سرهنگی درباره این موضوع می‌گوید او و تیم همراهش، هر آنچه را که از منابع دقیق درباره سوژه روایت به دست آوردند در کتاب نوشته‌اند. او معتقد است شاید این احساس ناشی از آن باشد که سرعت حادثه‌ها در این فصل‌ها زیاد است و از سوی تیم نویسنده کتاب هم باید همه این حوادث را روایت می‌کردند و نمی‌توانستند موضوعی را از قلم بیندازند.

سرهنگی همچنین درباره بعضی اظهارنظرها و نقدها درباره تفاوت نوع قلم و نگارش در ابتدای کتاب نسبت به سایر فصل‌ها و به خصوص فصل‌های انتهایی می‌گوید او در مقام نویسنده و سرپرست گروه نویسندگی چنین درکی از متن ندارد. او تأکید دارد که یک‌دستی متن برایشان خیلی مهم بوده است. او همچنین در ادامه به اهمیت سادگی و استفاده از تکنیک‌های داستان‌نویسی در متن اشاره کرده و می‌گوید: «این متن و نظایر آنها برای خوانده شدن توسط مخاطب است برای همین هم ما از روش‌های ساده داستان‌نویسی استفاده کردیم. در ادامه هم سعی کردیم این روش را در همه فصل‌ها و صفحه‌ها نگه داریم و حفظ کنیم.»

* قاسم حاصل اشتراک‌نویسی است
قاسم در کنار ویژگی‌های محتوای خاص خود از یک ویژگی خاص تکنیکی هم استفاده کرده است. «قاسم» حاصل یک کار گروهی است موضوعی که در کشور ما چندان معمول نیست هرچند در رسانه و فرهنگ در سایر نقاط جهان یک روش معمول برای گزارش‌های ژورنالیستی و یا نگارش کتاب محسوب می‌شود. سرهنگی درباره اهمیت این تکنیک می‌گوید: «اشتراک‌نویسی در دنیا متداول است. ما هم چند سال است که بعضی نوشته‌هایمان را با همین روش جلو می‌بریم. گردآوری منابع، مطالعه آن و تقسیم‌بندی متن نوشته شده به فصل‌هایی که از قبل طراحی کرده بودیم و جایگزین کردن این متن‌ها در نقاطی که لازم است زحمت زیادی دارد.»

سرهنگی تصریح دارد که در طول زمان و کارهای متعدد به این تجربه رسیده‌اند که برخلاف آنچه در ابتدا به ذهن متبادر می‌شود اما در کار گروهی تولید یک کتاب مثل قاسم با افزایش تعداد اعضای گروه، فرآیند خلاقیت گروه هم افزایش می‌یابد و از سه نفر به چهار نفر و از چهار نفر به پنج نفر می‌رسید و این خلاقیت در ادامه هم همین‌طور بالا می‌رود. مرتضی سرهنگی در این مرحله به خصوص از دو نفر نام می‌برد و می‌گوید: «همه زحمت‌های این بخش را آقای محمدعلی آقامیرزایی و سرکار خانم محبوبه عزیزی کشیدند.» سرپرست گروه تدوین و نگارش «قاسم» با اشاره به بخشی از مشکلات و زحمات این اثر می‌گوید «قاسم» کار یک روز و دو روز نبود؛ پنج سال زمان برد و طول کشید تا این ایده به قواره یک کتاب مثل «قاسم» در بیارید.

* یک قاسم باورپذیر
در کنار اهمیت راهبردی کتاب قاسم و محتوای ارزشمندش اما از این مسئله هم نباید غافل شد که در عین اینکه روایت کتاب یک روایت اول شخص و از زبان خود حاج قاسم است اما مخاطب با یک کتاب و متن و داستان ساده روبروست. این را از متن کتاب هم می‌شود فهمید که انگار تعمدی در کار بوده. سرهنگی در مواجهه با این مسئله هم می‌گوید: «ما برای این زندگی پر تلاطم اسنادی لازم داشتیم که این اتفاق‌ها را باورپذیر کند. برای همین ما این نیت را داشتیم و دل‌مان هم می‌خواست که متن را ساده بنویسیم. آنقدر ساده که برای خواننده باورپذیر باشد. این موضوع برای ما خیلی مهم بود. برایمان اهمیت داشت که متن ساده باشد البته این سادگی به معنای سطحی بودن نیست. به معنای باورپذیر بودن برای مخاطب است.»