- ب ب +

ایران تولدت مبارک

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. دویست و سی و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید جواد هارونی، متولد سال ۱۳۸۶ و طلبه پایه ۴ حوزه علمیه، که در فتنه آمریکایی اخیر توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.

ایران تولّدت مبارک

* فردا چهل‌وهفتمین سالروز تولد دوباره ایران است. ایرانی که تا پیش از بهمن ۱۳۵۷ گرفتار و اسیر دو چنگال بود؛ از سویی چنگال استبداد داخلی و از سوی دیگر چنگال استکبار اجنبی. پهلوی چاره‌ی دیگری هم جز این نداشت. پدر را انگلیسی‌ها با کودتا بر سر کار آورده بودند و سال ۱۳۲۰ وقتی منافع خود را در تعویض دیدند، برش داشتند و پسر خامش را بر تخت نشاندند. به‌ راحتی تعویض دو مهره در صفحه شطرنج.


تابستان سال ۳۲ هم که فرار کرده بود باز سراغ کودتا رفتند و مهره فراری را بر صدر صفحه ایران نشاندند. حالا دیگر بیش از پیش، هر چه داشت را مدیون اجنبی بود. آمریکایی‌ها تصمیم می‌گرفتند و پهلوی اجرا می‌کرد. چنان سرمست قدرت بود که در خواب هم نمی‌دید روزی پایه‌های سلطنتش بلرزد و بریزد. 

آن که این زلزله را پدید آورد، پیری دور از وطن و در تبعید بود که جز سخنرانی و اعلامیه ابزار دیگری برای رویارویی با آن دستگاه مخوف و مرگبار نداشت. اما کلماتش که برخاسته از دلی مطمئن و روحی الهی بود جان‌ها را بیدار می‌کرد و گام‌ها را به حرکت درمی‌آورد. مردم آرام آرام بیدار شدند و چون قطره‌ها به هم پیوستند و دریایی خروشان ساختند. حالا دیگر سیّد روح‌الله خمینی رحمه‌الله، امام شده بود و این سیل سر ایستادن نداشت.

پرچمی که حضرت امام رحمه‌الله به پشتوانه ملّت برافراشته بود، رفیع‌تر از هماوردی با رژیمی فاسد و وابسته بود. انقلاب اسلامی پنجه در پنجه مستکبران عالم افکنده بود و از همین رو شعارش این بود؛ نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی. 

دشمنی با ایران جدید از همان روز اول آغاز شد و کمیت و کیفیت توطئه‌ها و دشمنی‌ها با آن در این ۴۷ سال چنان است که اگر لیست شود، طوماری عجیب و غریب خواهد شد که هر چیزی در آن یافت می‌شود؛ از جنگ و کودتا گرفته تا ترور و محاصره و جنگ اقتصادی و تهاجم فرهنگی و هر آنچه از دستشان برمی‌آمده است. 

ملّت ایران بر تمام این‌ها فائق آمد. همان ملّتی که رهبر انقلاب در پیام دیروز خودشان برای آنان چند صفت دقیق بیان فرمودند؛ «باانگیزه، بااراده، ثابت‌قدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود».

چنین ملّتی فردا نیز همچون یک ماه پیش، دل دوستان ایران را قرص و خواب دشمنان را آشفته می‌سازند.

اگر دشمن ناوگان عظیمی از تهدید و خباثت را به سوی ایران روانه کرده است تا به خیال خود این ملّت را مرعوب و وادار به تسلیم کند، فردا ملّت بزرگ ایران، سیلی خروشان از گام‌های استوار و مشت‌های گره کرده را روانه خیابان‌ها می‌کند. خواهیم دید چه می‌شود.