- ب ب +

زورگویی، توحش و دیگر هیچ

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. سیصد و نود و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، ناوبان دوم شهید حسین ستوده، غواص و مدافع حریم آب‌های سرزمینی ایران که چهارم خرداد ۱۴۰۵ در مأموریت رصد و پایش تنگه هرمز هدف حمله موشکی دشمن آمریکایی قرار گرفت و به شهادت رسید.

زورگویی، توحش و دیگر هیچ

* «زورگویی، تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری، اجزای لاینفک مرام و مسلک آمریکایی می‌باشد.» این جمله‌ای است که حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام اخیر خود خطاب به ملت ایران، برای توصیف هویت آمریکایی به کار بردند.

اساساً مسئله بر سر رفتار مقطعی واشنگتن نیست، بلکه سخن از الگویی تاریخی است که طی حدود دو قرن و نیم گذشته، در مقاطع مختلف و با دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات، بارها خود را تکرار کرده است.

اگر این گزاره را مبنا قرار دهیم، باید پرسید این سه ویژگی دقیقا چه معنایی دارند و چرا باید آنها را بخشی از هویت آمریکا دانست؟

زورگویی، نخستین ضلع این مثلث است. زورگویی یعنی تلاش برای تحمیل اراده خود بر دیگران، بدون اعتنا به خواست ملت‌ها یا حق حاکمیت کشورها. کارنامه آمریکا در دهه‌های گذشته، مملو از نمونه‌هایی است که در آنها واشنگتن کوشیده است از ابزار نظامی، اقتصادی و سیاسی برای وادار کردن ملت‌های مستقل به پذیرش خواسته‌های خود استفاده کند. از کودتاهای سازمان‌یافته در آمریکای لاتین، شرق اروپا و غرب آسیا و حتی ایران گرفته تا تحریم‌های فراگیر، تهدید نظامی و مداخلات مستقیم، پیام واحدی دیده می‌شود، اینکه هر کشوری که حاضر نباشد با قواعد آمریکایی بازی کند، باید هزینه این استقلال را بپردازد.

اما زورگویی به هیچ عنوان محدود نیست، همان چیزی که رهبر انقلاب از آن با عنوان «تمامیت‌خواهی» آمریکا یاد می‌کنند.

تمامیت‌خواهی در اینجا، صرفا به معنای توسعه‌طلبی سرزمینی نیست، بلکه به معنای تلاش برای سیطره بر تصمیم‌گیری ملت‌ها، منابع راهبردی، مسیرهای انرژی و معادلات سیاسی جهان است.

به همین دلیل است که هر جا پای منافع راهبردی آمریکا در میان بوده، از نفت عراق گرفته تا موقعیت افغانستان، مداخله و حضور نظامی نیز به دنبال آن شکل گرفته است.

اشغال عراق با ادعای وجود سلاح‌های شیمیایی و کشتار جمعی، که بعدها بی‌اساس بودن آن آشکار شد، یا دو دهه حضور نظامی در افغانستان، تنها دو نمونه عینی هستند.

اما هنگامی که زورگویی با تمامیت‌خواهی در هم می‌آمیزد، نتیجه آن چیزی است که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «وحشی‌گری» یاد کردند.

تاریخ آمریکا، تنها تاریخ لشکرکشی نیست، تاریخ ویرانی شهرها، کشته شدن هزاران غیرنظامی، زندان‌هایی مانند ابوغریب و گوانتانامو و برجای ماندن میلیون‌ها آواره نیز هست.

از ویتنام تا عراق و افغانستان، هر جا جنگی به نام آزادی، دموکراسی یا مبارزه با تروریسم آغاز شد، در کنار آن تصاویر خانه‌های تخریب‌ شده و خانواده‌های داغدار نیز شکل گرفت.

به همین دلیل، خشونت، نه یک استثنا، بلکه بخشی از سازوکار پیشبرد اهداف این کشور وحشی در طول تاریخ بوده است.

اما این سه مؤلفه، زمانی بهتر فهمیده می‌شوند که در کنار یکدیگر دیده شوند. زورگویی، روش است، تمامیت‌خواهی، هدف است و وحشی‌گری، ابزاری است که هرگاه دو مورد نخست با مقاومت ملت‌ها روبه‌رو شود، به کار گرفته می‌شود.

به همین دلیل نیز رهبر انقلاب این سه ویژگی را از یکدیگر جدا نکردند، بلکه آنها را اجزای یک هویت واحد دانستند.

جنگ اخیر علیه ایران نیز صحنه‌ای بود که این سه ویژگی به‌ صورت هم‌زمان و آشکار خود را نشان داد. تلاش برای تحمیل خواسته‌های زیاده‌خواهانه بر ایران، مصداق زورگویی بوده و هست. نحوه برخورد با تفاهم اسلام‌آباد، جلوه‌ای واضح از تمامیت‌خواهی محسوب می‌شود و حملات جنایتکارانه که فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب شاهد مثال آن است نیز، تصویری عریان از همان خوی وحشی‌گری بود که رهبر انقلاب در پیام خود به آن اشاره فرمودند.

شاید به همین دلیل است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از این سه ویژگی به‌عنوان «اجزای لاینفک مرام و مسلک آمریکا» یاد کردند.

در نهایت، باید گفت دولت‌ها در واشنگتن تغییر کرده‌اند، رؤسای جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه به کاخ سفید آمده و رفته‌اند، اما آنچه در آمریکا ثابت مانده، تلاش برای تحمیل زور، تلاش برای حفظ سلطه بر جهان و توسل به خشونت و توحش در برابر مقاومت ملت‌های آزاده دنیاست.