دست و پا زدن در باتلاق خودساخته
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. چهارصد و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سوگند دردمند، دانشآموز هرمزگانی که در حمله موشکی آمریکا به پلهای مواصلاتی محور بندرعباس-بندر خمیر در تیر ماه ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
دست و پا زدن در باتلاق خودساخته
دونالد ترامپ بار دیگر مدعی شده است که ایران به دنبال توافق با آمریکا است؛ ادعایی که از آغاز جنگ چهلروزه، بارها از سوی او تکرار شده و دیگر نمیتوان آن را یک موضع جدید یا نشانه تغییر در معادلات دانست. این سخنان، ادامه همان روایتی است که کاخ سفید طی هفتههای گذشته برای القای آن به افکار عمومی در پیش گرفته است.
اما چرا ترامپ این گزاره را اینقدر تکرار میکند؟ پاسخ را باید نه در تهران، بلکه در واشنگتن جستوجو کرد. دولت آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری درگیر مدیریت پیامدهای بحرانی است که خود آغاز کرده است. جنگی که قرار بود با چند حمله سنگین و سریع، قدرت ایران را تضعیف و موازنه منطقه را به سود واشنگتن تغییر دهد، اکنون به بحرانی پرهزینه تبدیل شده که نه اهداف اعلامی آن محقق شده و نه خروج از آن آسان به نظر میرسد. از همین رو، ترامپ با تکرار ادعای تمایل ایران به توافق، بیش از آنکه از نیاز تهران سخن بگوید، در پی پنهان کردن اشتیاق و نیاز خود برای رسیدن به توافق و خروج آبرومندانه از باتلاقی است که با تصمیماتش ایجاد کرده است.
در همین راستا، نیویورکتایمز از دشوار شدن تصمیمگیری ترامپ برای ادامه یا پایان جنگ نوشته، والاستریت ژورنال گزارش داده است که ترامپ از طولانی شدن جنگی که تصور میکرد ظرف چند هفته پایان مییابد، کلافه و خشمگین شده و لئون پانتا، وزیر دفاع پیشین آمریکا، نیز اذعان کرده است که واشنگتن در نتیجه این جنگ، در «مخمصهای بزرگ» گرفتار شده و ترامپ به دنبال راه خروج است. مجموعه این ارزیابیها نشان میدهد جنگ، برخلاف پیشبینیهای اولیه، به پروندهای پیچیده و پرهزینه برای کاخ سفید تبدیل شده است.
این واقعیت حتی در افکار عمومی آمریکا نیز بازتاب یافته است. بر اساس نظرسنجی شبکه سیبیاس نیوز، ۷۶ درصد آمریکاییها معتقدند دولت ترامپ در جنگ با ایران، با مشکلاتی فراتر از پیشبینیهای خود روبهرو شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که ترامپ تلاش کند روایت دیگری از تحولات ارائه دهد؛ روایتی که در آن، این آمریکا نیست که به دنبال خروج از بحران است، بلکه ایران برای رسیدن به توافق ابراز تمایل میکند. این یک تکنیک شناختهشده در سیاست است؛ اینکه نیاز خود را به خواسته طرف مقابل تبدیل کنید. اگر افکار عمومی آمریکا بپذیرد که ایران برای توافق عجله دارد، دولت میتواند هرگونه عقبنشینی یا تغییر مسیر را نتیجه موفقیت سیاست فشار حداکثری معرفی کند، نه پیامد هزینههای جنگ.
البته مخاطب این سخنان تنها ایران نیست. بخش مهمی از این پیامها برای داخل آمریکا است. افزایش تنش در غرب آسیا طی ماههای اخیر، بارها بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داده و نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت و پیامدهای اقتصادی آن را تشدید کرده است. از این رو، القای این تصور که مسیر توافق باز است و بحران در حال کنترل شدن است، میتواند تلاشی برای آرام کردن بازارها و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر دولت آمریکا باشد.
در همین حال، گزارش سیانان نیز تصویر متفاوتی از پشت پرده کاخ سفید ارائه میدهد. این شبکه به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که ترامپ، در حالی در مواضع علنی از گزینه نظامی سخن میگوید که در جلسات داخلی از مذاکرهکنندگان میخواهد گفتوگوها را ادامه دهند. همچنین جیدی ونس و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نسبت به کاهش ذخایر تسلیحاتی این کشور و پیامدهای ادامه جنگ ابراز نگرانی کردهاند. این دوگانگی نشان میدهد میان ادبیات رسانهای کاخ سفید و محاسبات واقعی آن، فاصله قابل توجهی وجود دارد.
یکی دیگر از نکات قابل توجه در سخنان امروز ترامپ، اشاره او به احتمال کمک اطلاعاتی و ماهوارهای روسیه به ایران بود. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعا، طرح چنین موضوعی، در واقع اعترافی غیرمستقیم به دقت و اثربخشی عملیات ایران است. اگر آنگونه که مقامهای آمریکایی در آغاز جنگ ادعا میکردند، توان نظامی ایران از بین رفته بود، دیگر نیازی به طرح چنین فرضیههایی وجود نداشت. در همین راستا، روزنامه گاردین نیز گزارش داده است که ایران در ماههای اخیر توانسته توانایی خود برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و تأسیسات حیاتی منطقه را به شکل محسوسی افزایش دهد.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مفهوم بازدارندگی را بیش از پیش نمایان کرده است. بازدارندگی فقط جلوگیری از آغاز جنگ نیست، بلکه وادار کردن طرف مقابل به بازنگری در محاسبات و پذیرش این واقعیت است که ادامه درگیری، هزینهای بیش از منافع آن خواهد داشت. به نظر میرسد امروز واشنگتن دقیقاً با چنین وضعیتی روبهرو است.
دولت آمریکا اگرچه همچنان از موضع قدرت سخن میگوید، اما در عمل با محدودیتهای نظامی، اقتصادی و سیاسی متعددی مواجه است که دامنه انتخابهایش را محدود کرده است.
شاید به همین دلیل است که امروز آنتونی بلینکن، وزیر خارجه سابق آمریکا، معتقد است رئیسجمهور آمریکا در «گرداب ایران» گرفتار شده و به دنبال راهی برای خروج است، اما چنین راهی را به آسانی پیدا نمیکند. در کنار این ارزیابیها، گزارش بلومبرگ درباره دشواری تأمین بودجه جنگ نیز نشان میدهد که ادامه این مسیر، حتی از منظر اقتصادی و سیاسی نیز با موانع جدی روبهرو است.
در مجموع، تکرار ادعای «ایران به دنبال توافق است»، تلاشی برای مدیریت واقعیتی دیگر است؛ واقعیتی که از دشوار شدن خروج آمریکا از بحرانی حکایت دارد که خود آن را ایجاد کرده است. امروز پرسش اصلی در واشنگتن، دیگر چگونگی افزایش فشار بر ایران نیست، بلکه یافتن راهی برای پایان دادن به جنگی است که هر روز هزینههای بیشتری بر آمریکا تحمیل میکند. از این منظر، اصرار ترامپ بر تکرار این ادعا را باید بیش از هر چیز، تلاشی برای پنهان کردن نیاز کاخ سفید به توافق و ارائه تصویری مقتدر از خروجی دانست که در عمل، بیش از گذشته به یک ضرورت برای دولت آمریکا تبدیل شده است.