- ب ب +

نبرد بر سر نظم آینده غرب آسیا در تنگه هرمز

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و سی‌ و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سیدمحسن موسوی، از اعضای سپاه پاسداران که در حمله تروریستی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.

نبرد بر سر نظم آینده غرب آسیا در تنگه هرمز

* آمریکایی‌ها از چند هفته گذشته تبلیغات سنگینی را آغاز کرده‌اند مبنی بر آنکه تنگه هرمز، باز و تحت کنترل آنهاست. زد و خوردهای ۲۴ ساعت گذشته بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ارتش تروریستی ایالات متحده از سوی دیگر، نه‌تنها نشان داد که این تنگه هنوز و پس از ۶ ماه از آغاز جنگ، تحت کنترل و مدیریت ایران است، ادعای عادی شدن عبور و ترددهای حامل انرژی در آن هم یک دروغ بزرگ است. گویا رقابت‌های انتخاباتی درون ایالات متحده چنان بر سردمداران امروز کاخ سفید فشار آورده که می‌خواهند شکست خود در میدان را با دوپینگ تبلیغاتی در افکار عمومی و رسانه جبران کنند. با همه اینها، اما میدان چیزی خلاف ادعای آمریکایی‌ها را اثبات می‌کند. هرمز همچنان بسته و تحت کنترل ایران است. آمریکایی‌ها باید آرام‌آرام تمرین کنند که هرمز هرگز دیگر به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت.


اهمیت هرمز برای ایران فقط یک راهگذر دریایی نیست که بخش مهم و زیادی از انرژی دنیا از آن می‌گذرد. ایران حالا مصمم است که معادله امنیتی جدید منطقه‌ای خود را شکل دهد. تنگه هرمز نقطه کانونی و اصلی این معادله خواهد بود. تجاوز نظامی اخیر ائتلاف اسرائیلی ـ آمریکایی دیگر جای هیچ خویشتن‌داری برای ایران باقی نگذاشته است. حالا دیگر برای همه به اثبات رسیده که با این ائتلاف متجاوز، جز با زبان زور و قدرت، با زبان دیگری نمی‌شود تعامل کرد. از همین منظر هم ایران، بعد از قریب نیم‌قرن بعد از انقلاب اسلامی، بالاخره تصمیم نهایی را گرفت: امنیت در منطقه یا برای همه یا هیچ‌کس، ولو آنهایی که جغرافیایشان در غرب آسیا نیست.

در دکترین جدید ایران، تنگه هرمز قرار است دال مرکزی یک نظم امنیتی به سود ایران و محور مقاومت باشد. دیگر قرار نیست که متجاوزین فرامنطقه‌ای هر وقت اراده کردند، برای ساکنان غرب آسیا ایجاد هزینه و دردسر کنند. برحسب معادلات جدید، حالا همه باید هزینه این جنگ‌افروزی‌ها را بپردازند. نه‌تنها تمامیت ارضی ایران، بلکه همه منافع تهران و محور مقاومت زیر این معادله جدید قرار می‌گیرد. تضمین این معادله جدید هم فقط تعهد طرف آمریکایی و غربی نخواهد بود. تضمین در دستان خود ایرانی‌هاست: ترتیبات ایرانی برای هرمز! آن کسی که ترتیبات هرمز را در اختیار و کنترل داشته باشد، نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا را هم متأثر خود کرده است و این دقیقاً همان چیزی است که ایالات متحده آمریکا را به درد آورده است. نزاع ایران و آمریکا با محوریت هرمز، نزاع بر سر ترتیبات نظم منطقه‌ای فردایِ غرب آسیاست.

این وضعیت آنجایی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که در نظر داشته باشیم در یک قرن اخیر، این برای اولین مرتبه است که یک قدرت منطقه‌ای از خود منطقه در حال برقراری نظم جدید در منطقه خلیج فارس و غرب آسیاست. سابقه نظم‌های این منطقه در ۴ دهه اخیر مربوط به ایالات متحده است و پیش از آن هم تا یک قرن قبل، محل تاخت‌وتاز امپراطوری بریتانیای کبیر بود. میدان تاخت‌وتاز استعمار قدیم و جدید، حالا محل عرض‌اندام و قدرت‌نمایی تهران شده است. کشور مستقل و بااراده غرب آسیا که قدرتش را نه از اتکا به قدرت نظامی یا دیگر قدرت‌های بیگانه و فرامنطقه‌ای، بلکه با اتکا به عقبه اجتماعی و مردمی خود و سایر آزادی‌خواهان منطقه به دست آورده است.

ایران و آزادی‌خواهان محور مقاومت این فرصت را برای سیادت و اعمال یک نظمِ بومیِ برآمده از منطقه از دست نخواهند داد و اجازه نمی‌دهند به مانند یک قرن قبل، کارمندان دستگاه‌های استعماری، نظم این منطقه را تعیین کنند. این بار نظم منطقه با دست باکفایت ساکنان همین منطقه رقم خواهد خورد و کشمکش بر هرمز مصداق روشن این گزاره است. آمریکایی‌ها باید تمرین کنند که هرمز هرگز دیگر به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت.