- ب ب +

این‌بار خیابان دست مردم ماند

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و بیست‌وچهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید میثم جهانگردیان، از اعضای سپاه پاسداران که در حمله تروریستی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.

این‌بار خیابان دست مردم ماند

* ۲۸ مرداد برای مردم ایران فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یک ماجرای مهم تاریخ معاصر از بدعهدی، دشمنی و خوی سلطه‌گری جریان استکبار است که استقلال و اراده ملّت ایران را برنمی‌تابند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، که با نقش‌آفرینی مستقیم آمریکا و انگلیس علیه دولت وقت و در نهایت علیه اراده سیاسی مردم ایران رقم خورد، به یکی از روشن‌ترین نمونه‌های دخالت خارجی در سرنوشت ایران تبدیل شده است. کودتایی که پیامدهای آن تنها به سقوط دولت محمد مصدق محدود نماند و مسیر سیاسی کشور را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار داد.


اما در سالروز ۲۸ مرداد، یک پرسش مهم‌تر از بازخوانی صرف آن واقعه تاریخی وجود دارد؛ اینکه چرا اساساً چنین دشمنی‌هایی علیه ایران شکل گرفته است؟ پاسخ را باید در یک واقعیت جست‌وجو کرد: ایران مستقل و مقتدر، برای نظام سلطه قابل پذیرش نیست. مسئله فقط نفت یا یک تصمیم سیاسی مشخص در سال ۱۳۳۲ نبود؛ مسئله اصلی، استقلال کشوری بود که می‌خواست درباره منابع و آینده خود بدون اجازه قدرت‌های خارجی تصمیم بگیرد.

رهبر شهید انقلاب نیز سال ۱۳۸۱، در تشریح همین مسئله، به تجربه ۲۸ مرداد اشاره کردند و از الگویی سخن گفتند که دشمن برای تضعیف یک کشور دنبال می‌کند. ایشان تصریح کردند: «دشمن می‌خواهد در کشور هرج و مرج شود و در سایه‌ی این هرج و مرج و اغتشاش، یک دیکتاتوری مثل دیکتاتوریِ رضاخان را سرِ کار بیاورد؛ همان چیزی که یک بار در اوایل این قرن در دوره‌ی رضاخان و یک بار هم در ۲۸ مرداد در ایران تجربه شد. ۲۸ مرداد هم همین‌طور شد؛ گروهی از ایادی داخلی آنها تبلیغات و جنجال و هیاهو راه انداختند و اغتشاشگران به خیابان‌ها ریختند. به دنبال آن، کنار زدن روحانیت و ناامیدی مردم و آمدن آمریکا بود و دیکتاتوریِ سخت و سیاه دوران محمدرضا آغاز شد. امروز می‌خواهند آن کارها را بکنند.»

این جملات یک نکته کلیدی را روشن می‌کند: از نگاه رهبر شهیدمان، کودتا صرفاً یک عملیات خارجی نیست که بتوان آن را در ورود عوامل بیگانه و طراحی سرویس‌های اطلاعاتی خلاصه کرد، بلکه کودتا زمانی امکان موفقیت پیدا می‌کند که جامعه از درون دچار شکاف، ناامیدی و بی‌تفاوتی شود. دشمن بیرونی به‌تنهایی نمی‌تواند سرنوشت یک ملّت را تغییر دهد؛ آنچه مداخله خارجی را مؤثر می‌کند، خلأ حضور مردم است.

از همین منظر، یکی از مهم‌ترین درس‌های ۲۸ مرداد، مسئله «مردم» است. تجربه آن روز نشان داد که نمی‌توان برای حفظ استقلال کشور به قدرت خارجی تکیه کرد و از مردم غافل شد. مرحوم مصدق به جای اتکای حداکثری به ظرفیت اجتماعی در داخل، مسیر اعتماد به آمریکا را انتخاب کرد و انتهای کارش به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رسید.

این درس تاریخی اما در دهه‌های بعد بارها بازتولید شد و شاید یکی از روشن‌ترین جلوه‌های آن را باید در جنگ اخیر دید؛ جنگی که دشمن متجاوز آمریکایی-صهیونیستی، نه‌فقط به دنبال ضربه نظامی، بلکه به دنبال ایجاد بحران داخلی و در نهایت براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود. در چنین شرایطی، مردم ایران یک تفاوت اساسی با تجربه سال ۱۳۳۲ از خود نشان دادند: خیابان را خالی نکردند.

نزدیک به شش ماه حضور شبانه مردم در سنگر خیابان، صرفاً یک واکنش احساسی به حمله نظامی نبوده و نیست. این حضور را می‌توان نتیجه درس گرفتن از تاریخ دانست. مردمی که تجربه کودتاها، دخالت‌های خارجی و پیامدهای اعتماد به قدرت‌های بیگانه را در حافظه تاریخی خود دارند، در حساس‌ترین مقطع، میدان را به دشمن واگذار نکردند. از نخستین ساعات آغاز جنگ، در خیابان ماندند، در کنار یکدیگر ایستادند و اجازه ندادند دشمن به اهداف خود برسد.

در واقع، اگر ۲۸ مرداد یک درس بزرگ داشته باشد، آن درس این است که دخالت بیگانه از هر نوعی زمانی می‌تواند موفق شود که جامعه از صحنه خارج شده باشد؛ اما ملّتی که در میدان حضور دارد، امکان تبدیل حمله نظامی به بحران داخلی و اغتشاش را از دشمن می‌گیرد.

به همین دلیل، مقایسه کودتای ۲۸ مرداد با تجربه امروز فقط مقایسه دو واقعه تاریخی نیست، بلکه مقایسه دو وضعیت متفاوت است. در سال ۱۳۳۲، دشمن توانست مردم را از صحنه خارج سازد، اما در جنگ اخیر و جاری، مردم از همان روز نخست جنگ نشان دادند که قرار نیست تماشاگر سرنوشت کشور خود باشند.