- ب ب +

ایران تماشاگر نیست

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و بیست و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید مهدی قضوی، از اعضای سازمان مردمی بسیج مستضعفان که در حمله تروریستی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم در شهر مبارکه اصفهان به شهادت رسید.

ایران تماشاگر نیست

* محاصره دریایی ایران، برخلاف تصویری که ممکن است برخی در واشنگتن تلاش کنند از آن ارائه دهند، موضوعی نیست که از امروز آغاز شده باشد. ایران ماه‌هاست با محدودیت‌های دریایی، فشارهای اقتصادی و تلاش برای مختل کردن مسیرهای صادراتی خود مواجه است؛ اما آنچه در عمل اتفاق افتاده، با آنچه طراحان این فشار انتظار داشتند فاصله زیادی دارد. ایران نفت خود را فروخته، مسیرهای صادراتی خود را حفظ کرده و حتی در مقطعی توانسته حدود ۷۰ میلیون بشکه نفت را در چند روز صادر کند. این یعنی محاصره، دست‌کم تاکنون، نتوانسته مهم‌ترین هدف خود، یعنی متوقف کردن جریان اقتصادی ایران را محقق کند.


مواضع اخیر سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملّی، را باید از همین زاویه خواند. پیام تهران این است که ایران قرار نیست منتظر بماند تا آمریکا حلقه محاصره را تنگ‌تر کند و بعد درباره واکنش خود تصمیم بگیرد. نقشه ایران، شکستن محاصره در میدان اقتصادی است؛ حفظ صادرات نفت، استفاده از مسیرها و ظرفیت‌های موجود، فعال نگه داشتن شرکای تجاری و جلوگیری از تبدیل شدن فشار آمریکا به یک اجماع اقتصادی علیه ایران. آنچه اهمیت دارد، این است که تهران نشان دهد هیچ محاصره‌ای صرفاً با اعلام واشنگتن به یک واقعیت عملی تبدیل نمی‌شود.

در این میان، هشدار ایران به کشورهای دیگر هم بخش مهمی از این راهبرد است. پیام تهران روشن است؛ کشورهایی که قصد دارند در پروژه فشار اقتصادی آمریکا مشارکت نکنند، می‌توانند روابط خود را با ایران ادامه دهند؛ اما اگر دولتی آگاهانه وارد طرح محدودسازی اقتصادی ایران شود، دیگر نمی‌تواند خود را صرفاً یک بازیگر بی‌طرف بداند. البته، همان‌طور که در سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملّی تأکید شده، مرحله نخست، مذاکره و هشدار است؛ یعنی ایران ابتدا تلاش می‌کند به کشورها توضیح دهد که همراهی با آمریکا، آنها را وارد یک تقابل پرهزینه خواهد کرد و بهتر است صف خود را از واشنگتن جدا کنند.

اما اگر این هشدار نادیده گرفته شود، معادله تغییر خواهد کرد. ایران اعلام کرده است که در برابر کشوری که در ایجاد محدودیت اقتصادی علیه ایران مشارکت کند، مقابله‌به‌مثل خواهد کرد و منافع آن کشور را هدف قرار خواهد داد. این بخش از راهبرد ایران شاید مهم‌ترین قسمت ماجرا باشد؛ چرا که هدف آن صرفاً پاسخ دادن به یک اقدام نیست، بلکه تغییر محاسبه کشورهایی است که ممکن است وسوسه شوند به پروژه محاصره آمریکا بپیوندند.

در واقع، آمریکا تلاش دارد هزینه فشار علیه ایران را میان دیگر کشورها تقسیم کند. واشنگتن اگر بتواند کشورهای منطقه یا شرکای اقتصادی ایران را به اجرای محدودیت‌ها وادار کند، بدون آنکه خود مستقیماً تمام هزینه‌های این فشار را بپردازد، می‌تواند حلقه محاصره را تنگ‌تر کند. پاسخ ایران دقیقاً در نقطه مقابل این طراحی قرار دارد: اگر کشوری در محاصره اقتصادی ایران شریک شود، هزینه این مشارکت هم باید متوجه منافع همان کشور شود. به این ترتیب، محاصره از یک فشار یک‌طرفه به معادله‌ای تبدیل می‌شود که هر بازیگری پیش از ورود به آن، باید هزینه و فایده تصمیم خود را محاسبه کند.

نکته مهم‌تر اما در سطحی بالاتر قرار دارد. بازگشت آمریکا به ابزار تحریم و فشار اقتصادی، صرفاً یک تصمیم اقتصادی نیست؛ این اقدام را می‌توان از منظر سیاسی و راهبردی، اعترافی به ناکامی در رسیدن به اهداف نظامی دانست. اگر واشنگتن در میدان نظامی به اهداف مورد نظر خود دست یافته بود و می‌توانست ایران را با اتکا به تهاجم نظامی وادار به تسلیم کند، نیازی به بازگشت گسترده به فشار اقتصادی و تلاش برای بستن مسیرهای تجارت ایران نداشت. وقتی ابزار نظامی نتواند نتیجه مطلوب را تحمیل کند، طبیعی است که فشار اقتصادی دوباره به صحنه بازگردد.

از همین زاویه، نباید محاصره دریایی را صرفاً یک تهدید اقتصادی دید. این سیاست، ادامه جنگ و بخشی از تلاش بزرگ‌تری برای فرسایش توان ایران و وادار کردن کشور به عقب‌نشینی است. پاسخ ایران هم نمی‌تواند صرفاً دفاعی و منفعلانه باشد. تهران باید نشان دهد که فشار علیه اقتصاد ایران، هزینه‌هایی برای طراحان و همراهان آن هم ایجاد خواهد کرد.

ایران در جنگ سوم با رویکرد نبرد نامتقارن، دشمن را ناکام گذاشت و ناظران و تحلیلگران را به شگفتی واداشت. در مرحله جدید جنگ که میدان اقتصادی در پیشانی آن است نیز، راهبرد ایران می‌تواند و باید نامتقارن باشد. البته که این جنگ تک‌بعدی نبوده و ابعاد مهم دیگری همچون رسانه‌ای و شناختی نیز دارد که بسیار مهم هستند و نباید از نظر دور بمانند. دشمن باید بداند و بفهمد که ما در این جنگ سرنوشت‌ساز، تا آخرین نفس ایستاده‌ایم.