نمایش اکشن در واشنگتن، پیغام التماس در تهران
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. چهارصد و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید امیر محمد احمدی کوهبنانی، دانشآموز اهل کرمان در حمله تروریستی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
نمایش اکشن در واشنگتن، پیغام التماس در تهران
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، شب گذشته جزئیات آنچه را «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» علیه ایران نامیده بود، اعلام کرد. اقدامی که آمریکاییها این روزها با عنوان «دیدِی روز اقتصادی» از آن یاد میکنند؛ عنوانی که ریشه در عملیات نظامی دارد و یادآور ششم ژوئن ۱۹۴۴ و آغاز عملیات بزرگ نرماندی است. اما این تهاجم پرطمطراق، خیلی زود از پا افتاد. اعلام اقداماتی نظیر قطع دسترسی هر واسطه پولشویی به دلار، حذف نهادهای همکار با ایران از نظام مالی آمریکا، و حتی این هشدار به چین که میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کند، همگی مسیری بودند که پیشتر نیز پیموده شده و برای آمریکاییها هیچ نتیجهای در بر نداشتهاند. همان ابزارهایی که از دوران اوباما تا دوره اول ترامپ بارها روی میز آمده بودند، اینبار فقط با صدایی بلندتر تکرار شدند.
دستکم از سه زاویه میتوان این اقدام تازه آمریکا را واکاوی کرد و آن را نشانهای از ضعف و ناکامی در همان جنگی دانست که آمریکا در پی آن است.
نخست اینکه تکرار یک تهدید، هرچقدر هم با الفاظ حماسی بیان شود، از جنس همان تهدید روی کاغذ باقی میماند. ایران پانزده سال است با محاصره بانکی، نفتی و کشتیرانی زندگی میکند و در همین سالها، مسیر دور زدن تحریمهای مالی و تجاری را نیز بهخوبی آموخته است. حصاری نبوده که تلاش شود دور ایران کشیده شود، اما در نهایت برای ایران شکننده نباشد. از این رو، تهدید چین و دیگر شرکای راهبردی ایران، یا وعده رصد دقیقتر مبادی مالی و تجاری کشور، یا حتی تهدید و ترساندن دیگر کشورها از همکاری تجاری و مالی با جمهوری اسلامی ایران، بدون هیچ افزودهای، همان راهبردهای قدیمی هستند که پیشتر هم آزموده شدهاند. جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا در عراق و ترکیه، همین واقعیت را به زبان دیگری بیان کرده است: «باور اینکه پس از دو دهه تجربه دورزدن تحریم، حالا اتفاقی قاطع رخ دهد، دشوار است».
دوم اینکه آنچه اینبار متفاوت است، نه محتوای تهدید، که زمینهای است که تهدید در آن مطرح میشود. واقعیت این است که جنگ رمضان نقشه آرایش کشورهای منطقه را جابهجا کرده است. ائتلافهای امنیتی و اقتصادی در حال بازتعریفاند و نقش آمریکا در شکلگیری و تداوم این ائتلافها، به دلیل بیاعتمادی تازهای که پدید آمده، بسیار کمرنگتر از گذشته شده است. همچنین جمهوری اسلامی ایران، به واسطه فرصتها و موقعیتهای تازهای که به دست آورده، در معادله تحریم اقتصادی دیگر صرفاً نظارهگر نیست و ابزارهای کارآمدی برای پاسخ به دشمنیها در اختیار گرفته است.
نمونه روشن این چرخش، تحولات تنگه هرمز است. ایران بهتازگی ۴۵ نفتکش را به دلیل آنچه نقض مقررات عبور از تنگه اعلام کرده، در فهرست سیاه قرار داده و درباره جریمه، توقیف و ضبط محمولهها هشدار داده است. حتی کشتیهایی که با این شناورها عملیات انتقال بار انجام دهند نیز ممکن است به همین فهرست بپیوندند. پیام روشن این اتفاق این است که فشار دیگر یکطرفه نیست.
و سوم، ضعیف شدن اقتصاد داخلی آمریکا و عدم توانایی در مدیریت جنگ است. طبق برآوردهای رویترز، در جریان همین جنگ پنجماهه، حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت و نزدیک به نیمی از موشکهای کروز تاماهاوک آمریکا مصرف شده است. در داخل نیز آخرین دادههای نظرسنجیهای معتبر در آمریکا نشان میدهد، با کنار گذاشتن محبوبیت ریچارد نیکسون در تابستان ۱۹۷۴، ترامپ حالا کمترین محبوبیت را در بین رؤسای جمهور آمریکا طی ۵۲ سال اخیر دارد. آن هم درست چند ماه مانده به انتخابات میاندورهای کنگره؛ جایی که قیمت بنزین آمریکا از ۲.۹۸ دلار پیش از جنگ به ۴.۱ دلار رسیده و کاخ سفید ناچار شده برای مهار قیمت گوشت، سیاستهای تجاری خود را موقتاً کنار بگذارد.
بنابراین پرسش این است که آمریکا با چه سرمایهای میخواهد این هزینه را به اقتصاد جهان تحمیل کند، در حالی که ذخایر نظامیاش کاهش یافته، متحدان منطقهایاش دیگر بیچونوچرا از او تبعیت نمیکنند و بازار داخلیاش زیر فشار تورم غذایی و انرژی است. ترامپ در حالی از یک سو وزیر خزانهداریاش را روی صحنهی نمایش فرستاده تا تئاتر تهدید، قدرت و تسلط به راه بیندازد که از دیگر سو، با فرستادن میانجی به تهران، در عمل میخواهد زمینههای خروج آبرومند خود از باتلاق را فراهم کند. اکنون که آمریکا بهجای اقدام در زمین واقعی، به عملیات روانی و تبلیغاتی روی آورده و چیز تازهای برای عرضه ندارد، میتوان با اطمینان گفت که بسیار ضعیفتر از گذشته شده است؛ یا به تعبیر رویترز: «چرخش آمریکا به سمت تحریمها، نشانه شکست اقدام نظامی است».