- ب ب +

پس‌لرزه‌های طوفان

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و هفتاد و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید نظام دست‌گشاده، از اعضای نیروی انتظامی که در حمله مسلحانه به گشت انتظامی در محور بمپور به ایرانشهر در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ به شهادت رسید.

پس‌لرزه‌های طوفان

* سه سال پیش، عملیات طوفان‌الاقصیٰ در شرایطی انجام شد که مسئله فلسطین، پس از سال‌ها محاصره غزه، اشغال سرزمین‌های فلسطینی، گسترش شهرک‌سازی و تشدید جنایت علیه مردم فلسطین، در مسیر به حاشیه رفتن در جامعه جهانی بود. روند عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی نیز این نگرانی را تقویت می‌کرد که مسئله فلسطین به حاشیه معادلات منطقه‌ای رانده شود. در چنین شرایطی، حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی عملیات طوفان‌الاقصیٰ را آغاز کردند؛ عملیاتی که صرف‌نظر از پیامدهای خونین آن، معادلات منطقه را به‌طور بنیادین تغییر داد و مسئله فلسطین را دوباره به مرکز توجه جهان بازگرداند.


نخستین اثر این عملیات، فرو ریختن تصویر شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی بود. اسرائیل سال‌ها با تبلیغات رسانه‌ای بر برتری اطلاعاتی، دیوار حائل، سامانه‌های مراقبتی و توان نظامی خود تکیه کرده بود، اما ۷ اکتبر نشان داد که این مجموعه در برابر مقاومت نمی‌تواند امنیت ایجاد کند. تحقیقات بعدی خود اسرائیل نیز از شکست ارتش در حفاظت از ساکنان سرزمین‌های اشغالی سخن گفت. بنابراین، طوفان‌الاقصیٰ فقط یک حمله به چند نقطه مرزی نبود؛ بلکه ضربه‌ای به یکی از مهم‌ترین پایه‌های قدرت ادعایی رژیم صهیونیستی، یعنی بازدارندگی و اعتماد عمومی به ساختار امنیتی آن بود.

تل‌آویو برای جبران این شکست، جنگی گسترده علیه غزه را آغاز کرد و اهدافی همچون نابودی حماس، بازگرداندن اسرا و ایجاد یک واقعیت امنیتی جدید را در دستور کار قرار داد. اما سه سال بعد، فاصله میان این اهداف و نتایج به‌دست‌آمده بسیار زیاد است. حماس از معادله فلسطین حذف نشده و حتی پس از عملیات گسترده نظامی، مسئله آینده غزه، خلع سلاح حماس و شکل حکمرانی در این منطقه همچنان حل‌نشده باقی مانده است. این واقعیت نشان می‌دهد که کشتار گسترده غیرنظامیان و جنایت جنگی به معنای پیروزی راهبردی نیست.

جنگ با حزب‌الله نیز وضعیت مشابهی ایجاد کرد. اسرائیل ضربات زیادی به این جنبش وارد کرد، اما نتوانست آن را از معادلات سیاسی و امنیتی لبنان حذف کند. بازگشت درگیری‌ها در سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد که مسئله مقاومت در لبنان با یک عملیات نظامی پایان نمی‌یابد. در مورد ایران نیز اسرائیل و آمریکا در دو نوبت مستقیماً به ایران حمله کردند، اما نه‌تنها موفق نشدند، بلکه ایران یک قدرت مؤثر منطقه‌ای باقی مانده و حتی طبق اعتراف مقامات غربی، ایران به چهارمین ابرقدرت دنیا تبدیل شده است.

به این ترتیب، می‌توان از یک چرخه سخن گفت: اسرائیل برای جبران یک شکست امنیتی وارد جنگ شد، اما جنگ طولانی به فرسایش نظامی، سیاسی و اقتصادی انجامید و اهداف اصلی نیز محقق نشد.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای طوفان‌الاقصیٰ، تغییر جایگاه مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان بود. پیش از ۷ اکتبر، عادی‌سازی روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای باعث شده بود مسئله فلسطین در مقاطع مختلف از اولویت رسانه‌ها و سیاست خارجی فاصله بگیرد. جنگ غزه این روند را معکوس کرد. تصاویر و گزارش‌های مربوط به جنایت‌های اسرائیل در غزه، اعتراض‌های گسترده در شهرهای مختلف جهان و افزایش فشارهای سیاسی بر اسرائیل، مسئله فلسطین را دوباره به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست بین‌الملل تبدیل کرد.

این تغییر فقط در سطح افکار عمومی باقی نمانده است. در سال‌های پس از جنگ، شمار بیشتری از کشورها به سمت به رسمیت شناختن کشور فلسطین حرکت کردند و حتی میان اسرائیل و برخی متحدان سنتی آن اختلافات جدی شکل گرفت. در آمریکا نیز نظرسنجی‌های مختلف از افزایش انتقاد نسبت به جنایت اسرائیل در غزه حکایت دارد و تعداد بیشتری، روزبه‌روز در آمریکا، به‌عنوان متحد راهبردی این رژیم در حال فاصله گرفتن از تل‌آویو هستند. بنابراین، یکی از پیامدهای جنگ برای تل‌آویو، افزایش هزینه سیاسی و دیپلماتیک سیاست‌های آن بوده است.

در داخل اسرائیل نیز آثار این فرسایش قابل مشاهده است. حمله ۷ اکتبر ضربه سنگینی به اعتبار ساختار امنیتی وارد کرد و عملکرد بنیامین نتانیاهو نیز بیش از گذشته محل مناقشه قرار گرفت. اختلاف بر سر ادامه جنگ، مسئله اسرا، آینده غزه، خدمت نظامی حریدی‌ها و هزینه‌های اقتصادی جنگ، شکاف‌های سیاسی و اجتماعی را تشدید کرده است. رژیمی که پس از طوفان‌الاقصیٰ تلاش می‌کرد تصویر قدرت و انسجام خود را بازسازی کند، اکنون با پرسش‌های جدی درباره آینده سیاسی و امنیتی خود مواجه است. بر اساس یک گزارش محرمانه از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، کارشناسان این سازمان نسبت به احتمال وقوع جنگ داخلی یا فروپاشی سیاسی در اراضی اشغالی هشدار داده‌اند.

سه سال پس از طوفان‌الاقصیٰ، مسئله اصلی همین تناقض است. اسرائیل برای بازگرداندن بازدارندگی خود وارد مجموعه‌ای از جنگ‌ها شد، اما با مجموعه‌ای از بحران‌های تازه روبه‌رو شد. مسئله فلسطین دوباره به مرکز توجه جهان بازگشت، مقاومت از معادلات منطقه حذف نشد، ایران به بازیگری تعیین‌کننده‌تر از قبل تبدیل شد و شکاف‌های داخلی اسرائیل نیز افزایش یافت.
اکنون چهره غرب آسیا تغییر کرده است، اما نه آن‌گونه که تل‌آویو می‌خواست. طوفان‌الاقصیٰ نشان داد که جنگ و اشغالگری و جنایت جنگی نمی‌تواند مسائل سیاسی و تاریخی ریشه‌دار را حل کند. شاید مهم‌ترین میراث سه سال گذشته همین باشد: اسرائیل توانست جنگ‌های بزرگی به راه بیندازد، اما نتوانسته میان قدرت نظامی و یک پیروزی سیاسی پایدار پیوند برقرار کند؛ و همین شکاف، چرخه‌ای از ناکامی، فرسایش و بحران داخلی را به وجود آورده است.

امروز، سه سال پس از طوفان‌الاقصیٰ، برای پاسخ به این پرسش که «چرا این عملیات انجام شد؟» باید به پیامدهای آن نیز نگاه کرد. این عملیات در شرایطی رخ داد که سال‌ها محاصره، اشغال، شهرک‌سازی و جنایت، مسئله فلسطین را در آستانه به حاشیه رفتن قرار داده بود. اما نتیجه آن، تنها یک تحول نظامی نبود؛ طوفان‌الاقصیٰ چهره بدون روتوش سیاست‌های وحشیانه اسرائیل در قبال فلسطینیان را در برابر افکار عمومی جهان قرار داد و تصویر جعلی ساخته‌شده اسرائیل را به چالش کشید.

پس از آن، شکاف‌های سیاسی و اجتماعی داخل اسرائیل آشکارتر شد و روند عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی نیز با هزینه‌ها و موانع سیاسی تازه‌ای روبه‌رو شد. این روند پس از گسترش حملات اسرائیل به لبنان، سوریه و دیگر نقاط منطقه، بیش از گذشته تحت فشار قرار گرفت. مهم‌تر از همه، نگاه امنیتی به اسرائیل در غرب آسیا تغییر کرده است. نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد در افکار عمومی عرب، اشغال سرزمین‌های فلسطینی و اقدامات اسرائیل در غزه و منطقه، تهدیدی جدی‌تر از سایر مسائل تلقی می‌شود. از این منظر، طوفان‌الاقصیٰ فقط یک عملیات نبود؛ نقطه عطفی بود که معادلات سیاسی، امنیتی و افکار عمومی منطقه را دگرگون کرد.