تحریف تاریخ و تطهیر جنایت پای آکروپولیس
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. چهارصد و هفتاد و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان زهرا میردادی، محیا و علی سالاری، دو دانشآموز دبستانی که به همراه مادرشان در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به دبستان شجره طیبه میناب استان هرمزگان در نهم اسفند به شهادت رسید.
تحریف تاریخ و تطهیر جنایت پای آکروپولیس
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی لفظانهاش در کنار بنای تاریخی آکروپولیس در آتن، کوشید تمدن غرب را میراثی برتر معرفی کند که آمریکا وارث و پاسدار آن است و دیگر کشورهای غربی نیز باید برای حفظ آن در کنار واشنگتن بایستند. روبیو با قرار دادن ایران در سوی مقابل این تمدن، عملاً تلاش کرد جنگ جاری آمریکا علیه کشورمان را از یک رویارویی نظامی به نبردی تمدنی تبدیل کند. روایتی که میتواند هم توجیهی برای ادامه جنگ باشد و هم ابزاری برای افزایش فشار بر متحدان اروپایی جهت همراهی با واشنگتن علیه تهران.
اما این روایت مغرضانه، بر خوانشی گزینشی و تحریف شده از تاریخ استوار است. روبیو از آتشگرفتن آتن و ویرانی آکروپولیس به دست ایرانیان میگوید، اما به زمینه تاریخی این رویارویی اشارهای نمیکند. در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، آتنیها به معبد سارد، یکی از مراکز مهم قلمرو امپراطوری آن زمان ایران، حمله کردند و آن را به آتش کشیدند و همین واقعه یکی از زمینههای تقابل بعدی ایران و دولتشهرهای یونانی بود.
مشخصاً اشاره به این سابقه به معنای تأیید اقدامات حکومتهای آن زمان نیست، اما مسئله این است که روبیو با حذف زمینههای تاریخی، ایرانیان را نماد توحش و یونانیها را به نمایندگی از غرب، تمدن ویژه معرفی میکند.
اگر آتشزدن معابد آتن نشانه بربریت ایرانیان است، به آتش کشیدن ایران و تخت جمشید به دست سپاهیان اسکندر مقدونی را چگونه باید ارزیابی کرد؟
فارغ از اینها، وزیر امور خارجه تروریست آمریکا میخواهد با برجسته کردن تحریف شده بخشی از گذشته، برای جنگ امروز آمریکا علیه ایران مشروعیت تمدنی بتراشد.
وقاحت این روایت زمانی آشکارتر میشود که ایران «فرقه مرگ» خطاب میشود. آن هم از سوی مقام دولتی که کشورش با حمایت نظامی و سیاسی از رژیم صهیونی، شریک جرم نسل کشی مردم فلسطین در غزه است.
کشوری که در برابر ویرانی غزه و قتل عام هزاران غیرنظامی، از جمله کودکان، همچنان به پشتیبانی از صهیونیستها ادامه میدهد، چگونه میتوان مردم مظلوم و آزادیخواه ایران را فرقه مرگ بخواند؟ این اتهامزنی حقیقتاً وقاحت خاصی را میطلبد که فقط از عهده آمریکاییهای جنایتکار برمیآید.
چند روز پیش از این نیز پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، خطاب به نظامیان این کشور گفته بود: «مرگبار بودن، کارت ویزیت ماست.»
حال چه کسی فرقه مرگ است؟ برای یافتن پاسخ، کافی است آغاز جنگ جنایتکارانه جاری علیه ایران را به یاد بیاوریم که با حمله تروریسم دولتی آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت بیش از ۱۲۸ کودک بیگناه ایرانی کلید زده شد. صحبت از از تمدن و ارزش زندگی، برای فرقه اپستین قبای گشادی است.
آمریکا در کارنامه تاریخی خود، از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی تا جنگ ویتنام و کشتار غیرنظامیان در جنگهای متعدد در غرب آسیا، با واقعیتهای سنگینی روبهروست. این کشور نخستین و تنها کشوری است که تاکنون از بمب اتمی در جنگ استفاده کرده است. با چنین سابقهای، سخن گفتن از برتری تمدنی و معرفی خود بهعنوان نگهبان ارزشهای بشری، مرغ پخته را به خنده وا میدارد، چه رسد به آنکه از سوی جوامع پذیرفته شود.
با این حال، سخنان روبیو نکته مهم دیگری را نیز آشکار میکند، اینکه مسئله آمریکا با ایران، صرفاً به جمهوری اسلامی و یا برنامه صلحآمیز هستهای ایران محدود نیست. اگر مشکل غرب با ایران تنها جمهوری اسلامی بود، چه نیازی به احضار جنگهای باستانی و قرار دادن ایران در برابر تمدن غرب وجود داشت؟ همین موضوع نشان میدهد که ایران در نگاه آمریکاییها، نماینده یک هویت تاریخی و تمدنی مستقل است که باید از بین برود و یا حداقل مهار شود.
مشخصاً روبیو میخواهد با تحریف گزینشی تاریخ، جنگ کشور تروریست خود علیه ایران را دفاع از تمدن وحشی غرب معرفی کند و متحدان اروپایی را برای همراهی بیشتر با آمریکا در جهت اقدامات بیشتر علیه کشورمان، تحت فشار بگذارد.
همین واقعیت نشان میدهد که دفاع مقدس مردم زیر بیرق نظام اسلامی از ایران، صرفاً دفاع از یک ساختار سیاسی نیست، بلکه دفاع از حق یک ملت برای حفظ هویت، استقلال و میراث تمدنی خود در برابر قلدرهایی است که به چیزی جز نابودی ایران فکر نمیکنند.
