نه ترس، نه فریب؛ تسویهحساب در میدان
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. چهارصد و هشتاد و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مهدیار پوریامین، پرستار ۲۲ساله اهل طبس که با انتخاب مسیر خدمترسانی در جریان جنگ ۱۲روزه، جان خود را در مسیر خدمت فدا کرد و به شهادت رسید.
نه ترس، نه فریب؛ تسویهحساب در میدان
لفاظیهای سیاسی این روزهای مقامات رژیم صهیونیستی و کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی ایران با اعوجاجهای متعددی روبهروست. سخن گفتن از کلید زدن جنگ دوباره علیه ایران، پسوپیش معرفی کردن زمان جنگ نسبت به انتخاباتهای پیش رو در سرزمینهای اشغالی و ایالات متحده و اتهاماتی از این قبیل از زبان نتانیاهو، که ایران پیش از انتخابات در سرزمینهای اشغالی دست به اقدامات پیشدستانه خواهد زد، همگی مصادیقی از این اظهاراتاند. در واکنش به این اظهارات الاکلنگی، چند نکته مهم را نباید از نظر دور داشت.
نخست آنکه معادلات نظامی، امنیتی و اطلاعاتی تهران تغییر کرده است. ایرانِ پس از جنگ رمضان، ایرانِ پیش از جنگ رمضان نیست؛ لاجرم معادلات نظامی و امنیتیاش هم دیگر معادلات سابق نبوده و نیست و نخواهد بود. ذکر این مهم آنجا مضاعف میشود که در نظر داشته باشیم جمهوری اسلامی ایران دیگر در چارچوب نظامات ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی عمل نخواهد کرد.
دو دیگر آنکه تهران تا اطلاع ثانوی هیچ التفاتی به اظهاراتی از جنس اظهارات فوق ندارد؛ چه از کاخ سفید صادر شده باشد، چه از سوی رژیم عبری و پیغام و پسغامهای باواسطهاش! راهبرد تهران برای ادامهی این نزاع وجودی، طبق نظامات و معادلات جدیدی طراحی و تنظیم شده است و اموری نیستند که با پرتوپلاهایی از جنس اظهاراتِ دم انتخاباتِ ترامپ و نتانیاهو دچار تغییر شوند.
تهران این اظهارات را در راستای دو محور تحلیل میکند. محور اول، کارکرد این اظهارات در محیط سیاست داخلی رژیم عبری و آمریکاست. متناسب با جهتگیری و مواضعی که افکار عمومی آمریکاییها و صهیونیستها نسبت به جنگ و درگیری دارند، این اظهارات هم بالا و پایین میشوند. کارکرد خارجی این اظهارات هم گمراه کردن طرف ایرانی و تأثیرگذاری بر فرایندهای تصمیمگیری در تهران است. این دو محور برای طرف ایرانی به اندازهای پوچ و خالی از ارزش است که تا اطلاع ثانوی، در ایران گوشی برای شنیدن این اضغاث احلام و خوابوخیالهای متوهمانه وجود ندارد. ایران نه از تهدید این دو رژیم رعبی به دل راه میدهد و نه دلخوش به وعدههای تأخیر و تعویق جنگِ آنهاست.
چشم ایران به میدان است و انتهای اردوگاه دشمن؛ در هر دو لایهی سیاسی و نظامی هم خود را برای بدبینانهترین سناریوهای پیش رو آماده کرده است. همه ابعاد ماجرا را هم فهرست کرده و برای تمامشان، مبتنی بر طرحهای واقعی و مدبرانه، تدارک لازم را دیده است؛ از اینکه با همسایههای نااهل چه کند گرفته تا اینکه بالن جاهطلبیهای متوهمانهی ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی را چگونه سوراخ کرده و به زمین بکشاند. تدارکی یکپارچه، هجومی و گسترده که از نظر کمی و کیفی تفاوت جهشگونهای نسبت به جنگ رمضان دارد؛ همانطور که جنگ رمضان نسبت به جنگ ۱۲روزه جهشی کمی و کیفی در هندسهی جنگی ایران داشت.
در صورت خطای محاسباتی طرف مقابل، جمهوری اسلامی ایران این اتفاقات را یک فرصت برای یک تسویهحساب تاریخی، بهخصوص با دشمن آمریکایی، تلقی خواهد کرد تا مشخص شود بنیان نظم آیندهی غرب آسیا توسط چه کسی ریخته خواهد شد. ذکر این مسائل به آن سبب صورت گرفت که تشریح شود تا اطلاع ثانوی، ایران به صحنهی پیش رو چگونه مینگرد. واضح است که از چنین نگاهی، اظهارات الاکلنگی و پوچ و پوک مقامات آمریکایی و صهیونی حتی خسی هم بر معادلات ایران محسوب نمیشوند. به تعبیر شهید بزرگوار سیدحسن نصرالله: بیننا و بینکم المیدان و الأیام و اللیالی...
