یا همه یا هیچکس
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. چهارصد و هشتاد و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید فرزانه آقایی، پرستار ایثارگری که با انتخاب مسیر خدمترسانی در جریان جنگ ۱۲روزه، جان خود را در حین انجام وظیفه فدا کرد و به شهادت رسید.
یا همه یا هیچکس
بار دیگر تهدیدات مقامات دشمن آمریکایی-صهیونی ایران اوج گرفته است و بازار گمانهزنی درباره تحولات پیش رو نیز داغ است. یکی از «مادر همه بمبها» میگوید و دیگری از لزوم به پایان رساندن کار ایران. آرزوهای خود را بیان میکنند. آرزوهایی که ۴۷ سال است در پی تحقق آن هستند و خود را به هر دری زدهاند اما تعبیر نشده است.
در یک سال و نیم اخیر نیز با تمام قوا وارد میدان شدند و دو جنگ جنایتکارانه را بر ایران تحمیل کردند اما باز هم به آنچه میخواستند نرسیدند و اکنون همچون مار زخمخورده به خود میپیچند و دندان زهرآگین نشان میدهند. هر دو در آستانه انتخابات هستند. نخستوزیر رژیم صهیونیستی اگر ببازد به احتمال زیاد باید راهی زندان شود و حزب ترامپ اگر ببازد، دردسرهای داخلی رئیسجمهور دردسرساز آمریکا، دوچندان خواهد شد. پس به هر چیزی چنگ میزنند تا بازنده انتخابات نباشند. حمایت علنی و سیاسی متقابل از یکدیگر نیز در همین راستا قابل تحلیل است.
در نبرد میان ایران و لشکریان اپستین، جبهه دیگری نیز وجود دارد و آن برخی کشورهای منطقه هستند. کشورهایی که در دو جنگ اخیر علناً خاک و آب و آسمان خود را در اختیار دشمن قرار دادند و البته برخی از آنها به این نیز بسنده نکرده و خباثتهای دیگری نیز انجام دادند.
جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف با آنان تا حد زیادی مدارا کرد و اغلب صرفاً پایگاههای آمریکایی را در این کشورها هدف حمله قرار داد. این کشورها باید تکلیفشان را حداقل با خودشان روشن کنند. امنیت و ناامنی، موضوعی مسری است. شما نمیتوانید در خانه خود راحت بنشینید در حالی که خانه همسایه آتش گرفته باشد. دیر یا زود آتش به خانه شما نیز سرایت خواهد کرد. بدتر از نشستن و تماشا کردن، شراکت در آتشافروزی خانه همسایه است. سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان در اجلاس شورای وزیران سازمان همکاری اسلامی در بغداد، نکته مهمی را خطاب به کشورهای منطقه بیان کرد؛ «یا امنیت را با هم میسازیم، یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد.»
البته این سیاست و نگاه جدیدی از سوی ایران نیست. محسن رضایی، عضو وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر شورای عالی امنیت ملی فعلی، اواخر اردیبهشتماه امسال گفته بود: «برادران عرب و مسلمان! هدف رژیم صهیونیستی شعلهور کردن آتش درگیری و اختلاف در منطقه است تا بر سرزمینها و منابع شما مسلط شود. همراهی با این پروژه خطرناک، تاوان سنگین و وخیمی دارد؛ بهویژه برای آنان که جاهطلبیهایی فراتر از ظرفیتشان دارند. هوشیار و بصیر باشید.»
اکنون نیز سخن همان است و هرگونه همراهی -ولو محدود و پنهانی- با ماجراجوییهای دو مار زخمخورده در واشنگتن و تلآویو از سوی کشورهای منطقه، پیامدهای سنگین و فراتر از تصوری برای آنان خواهد داشت که هزینه دو درگیری گذشته در برابر آن ناچیز خواهد بود. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در اظهارنظری در این مورد گفته است: « نهاد مدیریت دادههای خلیج فارس در راه است. خطاب به دولتها، صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای منطقه: توصیه میکنیم هیچ منبعی را در اختیار شرکتهای هوش مصنوعی یا دادهای قرار ندهید که به تجاوزهای نظامی کمک میکنند یا در کشتار کودکان دست دارند. نه تأمین مالی، نه سهام، نه زمین، نه انرژی. هرکس به آنان یاری برساند، با اقدام قهری ما روبهرو خواهد شد.»
این جنگ برای ایران یک جنگ وجودی و سرنوشتساز است. دشمن با تمام قوا به میدان آمده و علناً از هدف برای نابودی ایران میگوید. مواجهه با چنین معرکهای قواعد خود را دارد و ایران سر تسلیم شدن و باج دادن ندارد.
همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی چهارم مردادماه در پاسخ به نامه رزمندگان غیور حزبالله لبنان فرمودند: «راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد.»
