- ب ب +

آمریکا در تله ابربدهی ۴۰ تریلیون دلاری

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و هفتاد و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید امیرحسین قاسمی، از اعضای نیروی انتظامی که در حمله مسلحانه به گشت انتظامی در محور بمپور به ایرانشهر در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ به شهادت رسید.

آمریکا در تله ابربدهی ۴۰ تریلیون دلاری

* در بازارهای مالی همیشه یک قانون نانوشته و قدیمی وجود دارد. تورم، بار بدهکار را سبک و طلبکار را محتاط می‌کند. امروز این قاعده قدیمی در وال‌استریت به یک کابوس تمام‌عیار تبدیل شده است. اقتصاد آمریکا اکنون زیر کوهی از بدهی به بلندی ۴۰ تریلیون دلار نفس‌نفس می‌زند. هنگامی که دونالد ترامپ در هفته گذشته در مصاحبه با مجله تایم پیشنهاد داد که با «سطوحی از تورم» می‌توان این بار سنگین را بسیار سریع سبک کرد، بازارها پاسخی سرد و گزنده دادند. سرمایه‌گذاران که حساب‌وکتاب خود را خوب می‌دانند، در روز پنجشنبه بازده اوراق ده‌ساله خزانه‌داری آمریکا را به ۵.۳۴ درصد رساندند؛ رقمی که از سال ۲۰۰۲ تا به امروز سابقه نداشت.


منطق بازار در این باره روشن است. فرض کنید دولت ده سال پیش هزار دلار قرض گرفته تا امروز پس بدهد. اگر تورم قیمت‌ها را دو برابر کند، قدرت خرید آن هزار دلار نصف می‌شود. دولت به‌ظاهر همان عدد اسمی را پس می‌دهد، اما ارزش واقعی پول سقوط کرده است. بازار اوراق که متوجه این بازی شده، سود بیشتری طلب می‌کند. جهش بازده اوراق در سه‌ماهه سوم سال جاری، رکوردی را ثبت کرد که از سال ۱۹۹۴ دیده نشده بود. با این حال، ماشین استقراض آمریکا توقفی ندارد. وزارت خزانه‌داری آمریکا برای پوشش کسری بودجه تابستان امسال ۷۳۹ میلیارد دلار استقراض کرد و برای ماه‌های پایانی سال نیز به ۶۲۸ میلیارد دلار پول تازه نیاز دارد. تا زمانی که نرخ بهره پایین بود، حمل این کوه بدهی آسان می‌نمود. اما وقتی بازده اوراق از مرز ۵ درصد می‌گذرد، دولت ناچار است وام‌های سررسیدشده و قدیمی را با وام‌های بسیار گران‌تر جایگزین کند و این نقطه شروع یک گرداب مالی بزرگ است.

دردسر اصلی واشنگتن، قهر خریداران است. استیو هانکه با استناد به ارزیابی گلدمن ساکس پرده از واقعیتی تلخ برداشت. او بیان کرد در بازار اوراق بلندمدت ده‌ تا سی‌ساله خزانه‌داری، تقاضا عملاً تبخیر شده و خریدار جدی وجود ندارد. سرمایه‌گذاران حاضر نیستند سرمایه خود را برای دهه‌ها با سودهای نامطمئن قفل کنند. هم‌زمان، رقبای قدرتمندی نیز وارد میدان شده‌اند. طبق گزارش رویترز، غول‌های فناوری برای توسعه هوش مصنوعی و زیرساخت‌های ابری، امسال بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار اوراق منتشر کرده‌اند که نسبت به سال قبل دو برابر شده است. دولت‌ها و شرکت‌ها مانند تشنه‌هایی هستند که بر سر یک حوض آب رقابت می‌کنند. هرچه تقاضا برای برداشت آب بیشتر شود، قیمت پول، یعنی همان نرخ بهره، بالاتر می‌رود.

این زلزله خاموش محدود به مرزهای آمریکا نیست و موج گرانی پول سراسر اقتصاد غرب را در می‌نوردد. بازده اوراق ده‌ساله فرانسه در ابتدای ماه جاری به نزدیکی ۵ درصد رسید و فاصله سود آن با آلمان، خاطره تاریک بحران بدهی منطقه یورو در سال ۲۰۱۲ را زنده کرد. در بریتانیا، سود اوراق سی‌ساله با عبور از ۶ درصد، رکوردی از سال ۱۹۹۸ ثبت کرد. ژاپن نیز پس از دهه‌ها خو گرفتن به پول مجانی و نرخ بهره صفر، پنجمین فصل متوالی افزایش شدید بازده اوراق دولتی را تجربه می‌کند.

بانک‌های مرکزی اکنون در تله‌ای ویرانگر و دوگانه گرفتارند. فدرال رزرو ماه گذشته نرخ بهره را ۰.۲۵ درصد افزایش داد و معامله‌گران حتی انتظار افزایش‌های پیاپی تا سال ۲۰۲۷ را در قیمت‌ها لحاظ کردند. اما گزارش ضعیف اشتغال با ایجاد تنها ۲۹ هزار شغل جدید و رسیدن نرخ بیکاری به ۴.۲ درصد، دست‌وپای سیاست‌گذاران را بسته است. اگر نرخ را بالا ببرند، هزینه وام‌ها سر به فلک می‌کشد و اگر پایین بیاورند، اژدهای تورم بیدار می‌شود. اقتصاد غرب بهای سنگینی برای این بن‌بست می‌پردازد. مؤسسه‌های مالی بین‌المللی برآورد کرده‌اند که اقتصادهای پیشرفته طی یک سال گذشته ۳.۳ تریلیون دلار فقط برای بهره اوراق دولتی پرداخته‌اند؛ رقمی حیرت‌انگیز که از بودجه دفاعی کل جهان و سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی پاک نیز سترگ‌تر است. پولی که می‌توانست خرج زیرساخت و رفاه شود، اکنون در کوره بدهی می‌سوزد.